تأثیر تعلق و تکلف بر زندگی و مرگ
240 بازدید
تاریخ ارائه : 10/2/2013 12:48:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

 کلمه تعلق از ریشه علقه و علاقه است و به معنای وابستگی و دلبستگی می باشد.

تکلف نیز به معنای سختی و زحمت و سخت گیری است.

در این دنیا هر کسی به یک چیزی یا کسی تعلق پیدا می کند و وابسته می شود؛ اگر آن چیز، دائمی و پایدار باشد تعلق به آن خوب است و همیشگی خواهد بود؛ اما اگر آن چیزی که به آن دل بسته ایم، موقتی و گذرا باشد دل کندن از آن سخت و رنج آور است.

تعلق به پول، مقام، ثروت، زن، فرزند و ریاست و آنچه مربوط به دنیا می باشد همه موقتی و گذرا می باشد پس یک روزی باید از همه اینها  جدا شد و آن روز خیلی سخت است.

البته که پول و فرزند و ثروت همه از نعمت های خداست و هر چه بیشتر شکر خدا کنی بیشتر هم می شود؛ ولی آنچه که مهم است این که نباید به آنها تعلق پیدا کرد چون روز پس گرفتن و از این دنیا رفتن خیلی سخت می شود.

به همین جهت در تعریف و معنای حقیقی زهد گفته اند: بهترین سخن، این آیه شریفه است:

«....لَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ ....»؛ (سوره حدید، آیه ۲)

بر آنچه از دست شما رفته است اندوه نخوريد و بدانچه به شما داده، دلبسته و سرمست نباشيد.

زاهد کسی است که اگر چیزی را از دست بدهد یا گم کند ناراحت و غمگین نمی شود و اگر چیزی هم بدست آورد از مال و مقام و غیره، بیش از اندازه خوشحال نمی شود.

بنابراین انسان اگر در این دنیا به غیر از خدا به چیزی تعلق نداشته باشد راحت جان خواهد داد و گر نه، نه.

اما در مورد تکلف؛

تکلف در زندگی یعنی اینکه انسان بخواهد مطابق حرف و چشم مردم زندگی کند؛ اینکه مردم چه می گویند، مردم می بینند، آبرویم می رود...

به هر حال زندگی را نباید بر خود سخت گرفت، باید ببیند وظیفه اش چیست؟ خدا از او چه خواسته؟

البته باید هم جوری زندگی و رفتار کرد که مورد تهمت قرار نگرفت؛ متهم به ساده بودن، مورد تهمت به فساد و موارد دیگر.

پس بهترین شیوه زندگی این است که نه تعلق داشته باشیم و نه تکلف؛ اگر تعلق نداشتیم راحت جان می دهیم و می رویم، اگر تکلف نداشتیم راحت زندگی می کنیم؛ در صورتی که اگر تکلف داشته باشیم زندگی سخت می شود و اگر تعلق داشتیم دل کندن و رفتن سخت می شود.