علی، غدیر، سید اسماعیل
71 بازدید
تاریخ ارائه : 10/26/2013 10:56:00 AM
موضوع: امامت و مهدویت

شخصی است به نام سید اسماعیل حمیری، وی شاعر بوده و در زمان امام صادق علیه السلام زندگی می­کرده که در سال 157 هجری قمری نیز از دنیا رفته است.

وی 400 هزا ر بیت شعر در فضیلت و مناقب امام امیر المومنین علیه السلام گفته است. و سید بودن وی نیز به خاطر همین زیاد داشتن شعر است که به عنوان سید و بزرگ شاعران معروف شده است؛ یعنی نسبش سید نبوده است؛ مثل سید قطب که سید نبوده؛ بلکه شیخ بوده است، به این جهت وی را سید الشعرا نامیده اند.

سید اسماعیل آنقدر شعر در فضیلت امام علی علیه السلام فرموده بود که خودش جایزه تعیین کرده بود که اگر کسی فضیلتی از امیرالمومنین بیاورد که وی شعری در آن موضوع نگفته باشد به وی جایزه بدهد. می گویند کسی را در بصره دیدند که یک گونی بزرگ را حمل می کند، گفتند این چیست؟ گفت: میمیَات سید حمیری است. یعنی فقط شعرهایی که به میم ختم می شده خودش یک گونی سنگینی بوده است.

نکته قابل توجه این که پدر و مادر این آقا و بقیه فامیلش همه سنی ناصبی بوده ­اند؛ حتی پدرش از فرماندهان معاویه در جنگ صفین بوده و در این خانواده همیشه به «علی» توهین می کردند.

(گریه استاد)

کسی از وی سوال کرد: چطور تو سنی نشدی؟ گفت: این لطف خدا بود که من جعفری شدم.

می گویند هنگام مردنش، همه فامیل که سنی بودند در اطراف وی بودند، یکمرتبه دیدند همه صورتش سیاه شد، آنها خوشحال شدند و گفتند: این هم نتیجه شیعه شدنت است.

سید اسماعیل خیلی ناراحت شد، در همان حال به امیرالمومنین متوسل شد و گفت: آیا با شیعه ات اینگونه عمل می کنید؟! اطرافیان دیدند یک خال سفیدی در چهره­ اش نمایان شد، کم کم بیشتر شد و تمام صورت و بدنش سفید گشت و در پایان گفت: السلام علیک یا امیرالمومنین و از دنیا رفت.

(گریه استاد)

در این مختصر به یکی از شعرهای سید حمیری اشاره می شود:

در کتاب تنقیح مامقانی از عیون اخبار الرضا نقل کرده است که امام رضا علیه السلام شبی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را در خواب دید که اهل بیت هم در حضور وی بودند و کسی مشغول خواندن شعر «ام عّمرو» است و پیامبر هم مدام او را تشویق می کند. پیامبر به امام رضا فرمود که به سید اسماعیل سلام کن و این شعر را حفظ کن و به همه شیعیان بگو که آن را حفظ کنند که من بهشت را برای وی ضمانت می کنم. خود پیامبر هم در خواب مکرر آن را می خواند.

 این خوابی است که امام رضا علیه السلام دیده، خواب امام هم که حجت است، خواب هم که نباشد، همین فرمایش و حدیث امام برای ما مهم است.

استاد عابدی: این شعر بسیار بسیار زیبایی است که من با این که اهل شعر نیستم ولی این را شاید هزار بار خوانده باشم!

این قصیده به قصیده «ام عمرو» معروف است؛ اما اینکه مراد از عّمرو کیست؟ اختلاف است، یک احتمال این است که مراد، فاطمه زهرا سلام الله علیها می باشد و در چرایی آن هم سخن بسیار است.

علمای بزرگی همین یک قصیده را شرح و توضیح داده­ اند و یک کتاب مستقل در باره آن نوشته­ اند؛ مثل سید مرتضی، شیخ بهایی، علامه مجلسی و غیره.

هفت بیت اول این قصیده بسیار عجیب است، می گوید:

لأم عمرو باللوى مربع طامسة أعلامه بلقع
تروح عنهالطير وحشية والاسد من خيفته تفزع
برسم دار مابها مؤنس إلا ظلال في الثرىوقع
رقش يخاف الموت من نفثها والسم في انيابها منقع
لما وقفنالعيس من رسمها والعين من عرفانه تدمع
ذكرت من قد كنت ألهو به فبت والقلبشج موجع
كأن بالنار لما شفني من حب أروى كبد تلذع
این ام عّمرو خانه­ ای داشت در منطقه­ ای که تمام خانه­ های اطراف آن خراب شده و مانند یک بیابان شده بود، آثار آبادی از آن رفته بود و به جای ساکنان آن هم همه نوع مار و افعی و حیوانات وحشی بودند....

اینکه منظور چیست و چرا اینگونه می­گوید؟ سید دارد حال و فضای سال 150 مدینه را می گوید؛ یعنی خانه اهل بیت در چنین فضایی بوده، خانه امام صادق اینجا بوده ، امام و اینقدر تنهایی! آنقدر تنها و متروک که اطرافش همه مار و افعی بودند، کسی به سراغ آنان نمی­رفت، بنی عباس و بنی امیه نمی­ گذاشتند کسی به ایشان نزدیک شود....

گریه استاد مانع ادامه بحث شد.

تا می رسد به این مقطع که مردمی آمدند خدمت پیامبر:

عجبت من قوم اتوا أحمداً بخطبة ليس لها موضع
گفتند: پس از شما چه کسی پناهگاه ماست؟ به چه کسی پناه ببریم چون خیلی ها به حکومت طمع کرده ­اند؟

فرمود: اگر بگویم چه می کنید؟ آیا همان کاری را می کنید که بنی اسرائیل با هارون کردند؟ شیعه گوساله می شوید؟

و سپس به اشعار مربوط به غدیر می رسد که 112 بیت است...

در مورد غدیر مثل عاشورا خیلی کار نشده و از طرفی هم دشمنان سعی بسیار کردند که این مسأله فراموش شود؛ لذا این وهابی­ ها خیلی تبلیغ می­ کنند و می­ گویند این یک مساله جدید است ک شیعه­ ها در آوردند! اگر در غدیر بحث ولایت و حکومت علی مطرح بوده چرا تا به حال کسی چیزی نگفته؟

یک نمونه­ اش همین شعر سید حمیری است که متوفای سال 157 قمری است و در باره غدیر چنین شعری گفته است که از همان موقع بحث ملک و حکومت بوده نه فقط محبت.

وهابی­ ها یک داستان ساختگی جعل کرده­ اند که در هیچ منبع قدیمی وجود ندارد که پیامبر حدیث من کنت مولاه را برای چنان موضوعی فرمودند؛ در حالی که آن جریان بر فرض صحت، هیچ ربطی به 18 ذیحجه و غدیر ندارد. از همان قدیم، از عبارت من کنت مولاه فعلی مولاه همین ملک و حکومت را می­ فهمیدند.

به عنوان نمونه: عثمانی ها 700 سال حکومت کردند که همه هم ضد شیعه بودند، می گویند هر وقت شاه می­ خواست بمیرد در حکم شاه شدن فرزندش چنین می نوشت که «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه...» این را در حکم فرزندش می­ نوشت یعنی از این مطلب، همان حکومت را می فهمیدند. پس بحث غدیر بحث حکومت است نه فقط محبت.

در ادامه شعرش به این مطلب اشاره دارد که فرق حکومت علی با دیگران در چیست؟

یکی از فرق­های آن این است که وقتی علی به حکومت رسید مانند پیامبر همه را بخشید؛ اما بنی امیه و بنی عباس که به حکومت رسیدند در مدینه و شهرهای دیگر حمام خون به پا کردند....

وقت تمام شد.

پای درس استاد احمد عابدی (روز قبل از غدیر) اول آبان 1392

حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها 

التماس دعا

احمد سعیدی