دو شعر حسینی از لطیفیان
30 بازدید
تاریخ ارائه : 11/4/2013 8:17:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

خدا، حسین، محرم

نام ما را ننویسید، بخوانید فقط

سر این سفره گدا را بنشانید فقط

آمدم در بزنم، در نزنم می میرم

من اگر در زدم این بار نرانید فقط

میهمان منتظر دیدن صاحب خانه ست

چند لحظه بغل سفره بمانید فقط

کم کنید از سر من شرّ خودم را، یعنی

فقط از دست گناهم برهانید... فقط

 حُرّم و چکمه سر شانه ام انداخته ام

مادرم را به عزایم ننشانید فقط

صبح محشر به جهنم ببریدم اما

پیش انظار گنهکار نخوانید فقط

 پیش زهرا نگذارید خجالت بکشیم

گوشه ای دامن ما را بتکانید فقط

حقمان است ولی جان اباعبدالله

محضر فاطمه ما را نکشانید فقط

سمت آتش ببری یا نبری خود دانی

من دلم سوخته، گفتم که بدانید فقط

 گر بنا نیست ببخشید، نبخشید اما

دست ما را به محرم برسانید فقط

علي اكبر لطيفيان


گدا آماده


سفره آماده، سر سفره گدا آماده
کرَم آماده، من آماده، خدا آماده
این کرم خانه دو ماه است تدارک دیده
قبل مهمان همه جا هست غذا آماده

اینکه اینجائیم از لطف خود اوست نه من
او نخواهد، نشوم بهر دعا آماده

گر خدا رحم نیارد به من آلوده
نفس من هست به انجام خطا آماده

دل بیمار محال است به درمان نرسد
مطب آماده، دل آماده، دوا آماده

بی پرو بال به پرواز رسیدن شدنی است
بس که در ماه خدا هست هوا آماده

توبه بی ذکر علی نیست میسر ولله
ذکر حیدر بکند قلب مرا آماده

عجبی نیست ببینم در این ماه علی
بیشتر از همگان فاطمه را آماده

طلب کعبه در این ماه طواف یار است
پس چه بهتر که بود کرببلا آماده

وقت یاری گل فاطمه فردای فرج
کاش باشیم کنار شهدا آماده

استاد لطیفیان