روزشمار قیام حسینی
321 بازدید
تاریخ ارائه : 10/28/2014 7:45:00 AM
موضوع: تاریخ و سیره

«عاشورا» عصاره تمام تاریخ است، نه تنها کل شب و روز عاشورا؛ بلکه فقط یک نیمروز آن هم آینه تمام نمای کل تاریخ بشریت است، تاریخ تقابل همه ارزش های الهی با رذایل شیطانی؛ و این همه تاریخ را باید کتاب های متعددی تدوین نمود تا فقط فهرستی از عناوین آن را بیان کرد.

اما در این مختصر می توان فقط به مقدار ظرفیت اندک خود، از یک زاویه و فقط به یکی از ابعاد آن تاریخ، نگاه کنیم و صفحه بشماریم؛ روز شمار تاریخ قیام امام حسین علیه السلام:

1. نیمه رجب سال 60 هجری، مرگ معاویه مکار و خلافت یزید پلید؛

2. 26 رجب سال 60 هجری، رسیدن نامه یزید به ولید حاکم مدینه، برای گرفتن بیعت از امام حسین علیه السلام؛

3. 27 رجب، دعوت ولید از امام حسین علیه السلام برای رفتن به کاخ وی؛

4. شب 28 رجب، امام حسین علیه السلام در کاخ حاکم مدینه و امتناع از بیعت و جواب سربالای امام به وی؛

5. روز 28 رجب، حضور امام در مدینه و بررسی اوضاع شهر؛ اما ظاهراً یزید و حاکمش بر کار خود اصرار دارند؛

6. غروب 28 رجب، یعنی شب 29 رجب سال 60 هجری، امام حسین علیه السلام به همراه فرزندان و فرزندان برادر و خواهران، و یاران و بیشتر اهل البیت، باستثنای محمد حنفیه، با پیامبر و شهر مدینه وداع کرد و به طرف مکه حرکت نمود.

7. دوم شعبان 60 هجری، ورود کاروان حسینی به مکه مکرمه و استقبال مردمی از ایشان؛

8. نیمه ماه رمضان، حرکت مسلم بن عقیل، سفیر امام به طرف کوفه؛

9. هشتم ذیحجه سال 60 هجری، قیام مسلم در کوفه؛

10. هشتم ذیحجه، (یوم الترویه) آماده شدن حجاج برای رفتن به عرفات و حرکت امام حسین از مکه به سمت کوفه؛

11. نهم ذیحجه سال 60 هجری، شکست قیام مسلم و شهادت وی در کوفه؛

12. اول محرم سال 61 هجری، ورود کاروان امام در منزلگاهی به نام شراف و استراحت کاروان؛

13. اول محرم، تقابل سپاه حر با کاروان حسینی و ممانعت وی برای ادامه مسیر امام، حرکت کاروان به سمت منزلگاه «بنی مقاتل»؛

14. دوم محرم، رسیدن فرمان ابن زیاد ملعون مبنی بر محاصره کاروان حسینی؛

15. فرار برخی از شیعیان از کوفه و پیوستن آنان به کاروان حسینی؛

16. غروب دوم محرم، کاروان امام پس از طی مسیری کوتاه به منطقه ای رملی به نام کربلا رسیدند؛

17. سوم محرم، نامه حر به ابن زیاد، و نیز نامه ابن زیاد به امام حسین علیه السلام؛

18. چهارم محرم، پیوستن عده دیگری از یاران امام به کاروان حسینی؛

19. چهارم محرم، ورود عمر بن سعد با لشکرش به کربلا و تشدید محاصره کاروان حسینی؛

20. پنجم محرم، ورود «شبث بن ربعی» از چهره های متلوّن تاریخ و فرمانده نیروهای پیاده دشمن به کربلا؛

21. پنجم محرم، امان نامه اول برای فرزندان ام البنین و جواب منفی آنان؛

22. ششم محرم، پیوستن نیروهای ده ها هزار نفری از طرف ابن زیاد به سپاه عمر سعد؛

23. خروج چند نفر از سپاه امام و نیز پیوستن چند نفر دیگر به کاروان حسینی؛

24. انجام گفتگوهایی بین امام و عمرسعد؛

25. هفتم محرم، رسیدن نامه جدید و مهم ابن زیاد به عمر سعد مبنی بر ممانعت از آب و تنگ تر شدن محاصره؛

26. هشتم محرم، عروض عطش و تشنگی بر کاروان، خطبه امام برای یاران؛

27. نهم محرم، ورود شمر و لشکرش با آخرین نامه ابن زیاد مبنی بر تمام کردن کار؛

28. نهم محرم، دومین امان نامه برای فرزندان ام البنین و جواب منفی آنان؛

29. خطبه مفصّل امام و احتجاج با سپاه عمر سعد؛

30. عصر پنج شنبه نهم محرم، آغاز حمله سپاه عمر سعد به طرف خیمه گاه؛

31. درخواست امام مبنی بر مهلت یک شبه برای راز و نیاز با خدا؛

32. شب دهم محرم، سخن امام با یاران و آزمایش آنان، پاسخ های وفاداری اهل بیت و اصحاب و یاران به امام؛

33. شب دهم محرم، حفر خندق در اطراف خیمه گاه به سبب حتمی شدن جنگ؛

34. رساندن مقداری آب به خیمه ها توسط حضرت علی اکبر و تعدادی از یاران؛

35. سپیده دم دهم محرم سال 61 هجری قمری که قرار است تا انتهای تاریخ زنده بماند (عاشورا)؛

36. صبح عاشورا، یاران امام آخرین نماز جماعت صبح را به ایشان اقتدا می کنند؛

37. سازماندهی نیروهای سپاه توسط امام و ایراد چند خطبه دیگر برای لشکر بنی امیه؛

38. قبل از ظهر عاشورا، آغاز نبرد توسط عمر سعد، و شروع جنگی تمام عیار بین جبهه حق و باطل؛

39. ظهر عاشورا، جنگ و تشنگی، جنگ و نماز، جنگ و مردانگی، جنگ و وفای یاران، جنگ و شهادت؛

40. اما عصر عاشورا، (و عصر به معنای عصاره و فشرده شده همه زمان است، والعصر، قسم به عصر، شاید قسم به چنین عصری باشد) اجتماع و هجوم تمام مصیبت های عالم، تقابل تمام زیبایی ها با پستی ها و رذالت ها، نبرد خوبی ها و بدی ها، بندگی خالصانه اهل بیت پیامبر که نماد جبهه توحید است با قساوت و بی رحمی بی انتهای بنی امیه که نماد شرک و الحاد است، .....

تصور کنید امامی را که خلیفه خدا بر خلق است، و عطوفت و مهربانی را از جدش «رحمة للعالمین» به ارث برده  و برای هدایت و راهنمایی آنان سر از پا نمی شناسد؛ اکنون در بین یاران شهیدش، یکه و تنها در مقابل سیل دشمن ایستاده است، با بدنی پر از زخم نیزه و شمشیر، محزون و تشنه کام، غمدیده و خسته، خون از همه بدنش می چکد، می خواهد لحظه ای بیاساید؛ اما سنگ و پیشانی نور، شمشیر و پیکر نور، نیزه و قلب نور....

ای قلم سر بشکن و ای زبان، خاموش شو، از این همه قساوت و بی رحمی، از این همه درندگی و جهالت،....

اما چاره چیست؟ باید گفت، باید بیان کرد، باید داد زد، باید ظالم را رسوا کرد، باید ....

آری باید گفت تا زیبایی های بندگی و اخلاص و ایمان نیز جاودانه بماند؛ زیرا رسیدن به مقام قرب کامل خداوند، جز از راه قربانی همه هستی خود امکان پذیر نیست.

خدایا نام ما را در زمره عزادران، گریه کنندگان، دوستداران و شیعیان اهل بیت علیهم السلام  ثبت بفرما. آمین یا رب العالمین

السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین