درس هایی از دعاهای صحیفه سجادیه(1)
49 بازدید
تاریخ ارائه : 11/19/2013 11:54:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

 اصولاً در کتاب های فقهی و کلامی، چنین گفته می شود که در کنار قرآن کریم، سنت پیامبر و اهل بیت ایشان علیهم السلام  نیز برای ما حجت است و به عنوان یک منبع دینی از آن یاد می شود.

سنت، عبارت از گفتار، رفتار و تقریر (امضای) معصوم است؛ یعنی علاوه بر اینکه هر سخن و امری که بفرمایند و هر عملی که آنان انجام دهند برای ما حجت است، تقریر و امضای معصوم نیز حجت است؛ یعنی اگر شخص دیگری در مقابل معصوم علیه السلام، کاری انجام دهد یا چیزی بگوید و امام آن را رد نکند و امضا نماید، آن کار و آن سخن برای ما حجت است و می توان به معصوم نسبت داد؛ البته به شرطی که امام آزاد باشد و از موارد تقیه محسوب نشود.

یکی از آموزه های معصومین علیهم السلام در جهت نشر معارف الهی، استفاده از قالب مناجات و تعلیم دعا می باشد، یعنی از این طریق، هم خواسته ها و تعلیمات دین را به شیعیان القا می کنند و هم اینکه به آنان می آموزند که چه چیزی از خدا درخواست کنند و چگونه درخواست کنند.

با توجه به همین نکته مهم  است که بزرگان ما از جمله حضرت آیت الله جوادی آملی می فرمایند: کتاب های دعا نیز مانند سایر کتب درسی باید تدریس شود و مباحثه و مطالعه گردد، نه فقط قرائت شود؛ بلکه باید در دعاها نیز مانند یک کتاب درسی، عمیق شد و رمز و رازهای آن را دریافت.

یکی از کتاب های مهم شیعه که به «أخت القرآن» نیز معروف است، کتاب شریف و ارزشمند «صحیفه سجادیه» از امام زین العابدین علیه السلام است که به تازگی نیز در سازمان ملل ثبت شده است. امام سجاد علیه السلام در این مجموعه، خواسته ها، آموزه ها و برخی تعالیم شرعی و علمی را در قالب دعا، تعلیم فرموده اند. و چه بجاست که ما هم در این مختصر، نگاهی به این مجموعه ارزشمند داشته باشیم و به قدر توانمان از دریای بی انتهای معارف امامت توشه ای در حد ترجمه آن برداریم:

دعای اول: درس توحید و خداشناسی

ابتدای هر کاری هم باید با بسم الله آغاز شود و هم با حمد و ستایش خداوند متعال؛ چنانکه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: هر کار مهمی اگر بدون بسم الله و بدون حمد خدا آغاز شود، به هدف و نهایت نمی رسد. و امام که عالم ترین افراد به احکام خدا و سنت رسول می باشد، ابتدای کار و دعایش را با نام خدا و ستایش از او آغاز می کند:

حمد و ستایش خدا را؛ خدایی که اولین است و قبل از او اولی نبوده؛ و آخرین است که بعد از او آخری نیست؛

خدایی که بینندگان از دیدن و رؤیت او ناتوانند؛ و ثناگویان از وصفش عاجزند؛

خدایی که آفریدگانش را اختراع و ابداع فرمود؛ و آنان را در مسیر خدایی شدن قرار داد، تا محبت او را بدست آورند، آنان نیز از این خواسته الهی تخلف نمی کنند.

خدایی که رزق و روزی همه آفریدگان را معین و مشخص فرموده، و کسی را یارای کم و زیاد کردن آن نیست.

خدایی که برای هر کسی اجل و موعد معلومی قرار داده ، هر کدام نیز در مسیر انتهایی آن حرکت می کند، تا در پایان راه، اگر نیکویی کرده با ثواب فراوان برود و اگر خلاف کرده با عذابی دردناک این دنیا را ترک کند.

خدایی که نام هایش پاک و مقدس است، او که نعمت هایش برای همه آشکار است، پاسخگوی کسی نیست؛ اما از همه سؤال خواهد کرد.

سپاس و ستایش خدایی را که اگر معرفت ستایش از خود را به واسطه نعمت هایش به بندگانش نمی آموخت، کسی این نعمت ها را از خدا نمی دانست و کسی هم او را ستایش و شکر نمی کرد؛ که اگر چنین می شد از حدود انسانی خارج می شدند و در مرز حیوانات؛ بلکه به پست تر از آن وارد می شدند.

پس سپاس خدایی را که خودش را به ما شناساند، شکرش را به ما الهام فرمود، درهای معرفت به ربوبیتش را بر ما گشود، ما را به اخلاص به خود و یکتایی اش آگاه نمود، و ما را از الحاد و شک در معرفتش بازداشت.

سپاس خدا را؛ سپاسی که ما را در زمره سپاس گزاران واقعی اش قرار دهد، سپاسی که ما را به سوی رضا و عفو او پیش ببرد و از همه سبقت دهد.

سپاس خدا را؛ سپاسی که تاریکی های برزخ ما را روشن نموده، راه رستاخیز ما را هموار، و جایگاه ما را نزد حسابگران، رفیع گرداند، روزی که هر کسی سزای خویش بیند و به کسی ستم نشود، روزی که کسی به داد کسی نمی رسد.

سپاس خدا را؛ سپاسی که ما را تا اعلی علیین برساند، جایگاهی که مقربان درگاه الهی، گواهان آن هستند.

سپاس خدا را؛ سپاسی که چشم ما را روشن کند، آن روزی که چشم ها از شرم و بیم خیره می شوند؛ سپاسی که چهره ما را سپید کند، روزی که چهره ها تیره و تار است.

سپاس خدا را؛ سپاسی که ما را از عذاب الهی به جوار کرم خدا برهاند.

سپاس خدا را؛ سپاسی که به واسطه آن همدوش و همراه فرشتگان مقرب الهی شده؛ بلکه حتی جا را برای آنان هم تنگ کنیم و به گروه پیامبران مرسل بپیوندیم.

سپاس خدایی را که زیبایی های خلقت را برای ما قرار داد، روزی های پاک را بر ما روا ساخت، همه آفرینش را مسخّر ما کرد، تا به قدرت او همه مطیع ما باشند.

سپاس خدایی را که ما را محتاج خلق نکرد، پس هرگز نمی توان شکر همین نعمت را بجا آورد.

سپاس خدایی را که ابزار قبض و بسط را در اختیار ما گذاشت و زندگی آسوده و غذای پاکیزه و بی نیازی را به ما ارزانی داشت. آنگاه برای امتحان ما امر و نهی هایی را فرمود؛ ولی ما از طاعتش سرباز زدیم، با این حال بر عقوبت ما عجله نکرد؛ بلکه همچنان مدارا می کند تا از راه خطا برگردیم.

سپاس خدایی را که به فضل خود راه توبه را بر ما گشود، که اگر فقط همین یک نعمت را در نظر بگیریم، احسان بزرگی در حق ماست، در صورتی که برای امت های گذشته چنین نبوده است.

سپاس خدایی را که وظایف بیش از طاقت بر ما قرار نداد و در حد توان از ما تکلیف خواست تا عذر و بهانه ای نداشته باشیم. پس بدبخت آن است که طاعت نکند و سعادتمند است آن که در طلب او باشد.

سپاس خدا را، آنگونه که فرشتگان نزدیک و آفریدگان گرامی او سپاس می گویند؛ سپاسی برتر از همه سپاس گزاران؛

باز هم خدا را سپاس، برای همه نعمت هایش بر ما و بر همه بندگانش، به تعداد همه اشیای عالم که خدا به آن علم دارد و برای هر نعمتی، چندین برابر آن شکر و سپاس تا قیامت؛

سپاس خدا را، سپاسی بی حد و بی حساب، سپاسی بی شماره و بی منتها که پایانی نداشته باشد؛ سپاسی که به طاعت و عفو او منجر شود و موجب خشنودی خدا و رسیدن به مغفرت و بهشت و نیز پناه و امنیت از عذاب و انتقام او گردد؛ سپاسی که یاوری بر فرمانبری از او باشد و مانع از معصیتش و کمک به ادای حقوق الهی و انجام وظایف منتهی گردد؛

سپاسی که به وسیله آن در زمره اولیای سعادتمند او قرار گیریم و از جمله شهیدان راهش گردیم؛

همانا خداوند بسی یاری دهنده و ستوده است.