رازداری، خصلتی خدایی
390 بازدید
تاریخ ارائه : 12/14/2013 11:47:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

سر و راز، به هر نوع آگاهی و اطلاعاتی گفته می شود که صاحب آن، راضی نیست که دیگران از آن آگاه شوند و الا دیگر راز نیست؛ پس هر فردی، هر گروهی، هر اداره و سازمانی، هر کشور و دولتی، رازها و اسرار گوناگی دارد که دوست ندارد و صلاحش نیست که دیگران از آن اطلاع داشته باشند.

با این مقدمه معلوم می شود که اسرار و رازها، به انواع مختلفی تقسیم می شوند که در هر مورد، احکام خاصی هم دارد و برخی از آنها جرم محسوب شده و دارای مجازات خاصی است؛ مثلاً اگر کسی اسرار نظامی کشور را فاش کند یا به دشمن اطلاع دهد یا اطلاعات محرمانه یک کشور را بازگو کند، مجازات آن تا حد اعدام نیز در نظر گرفته شده است.

بحث این یاداشت به این زاویه از رازداری کاری ندارد؛ بلکه بیشتر به جنبه فردی موضوع می پردازد، آنجا که کسی به هر نحوی از راز دیگری با خبر می شود، دیده که کسی کاری کرده اما نمی خواهد علنی شود، بر حسب شغلی که دارد بر برخی از اطلاعات خصوصی افراد دسترسی پیدا کرده و غیر از این موارد....

البته فعلاً به این موضوع هم کاری نداریم که هیچ کس نباید رازش را به دیگری بگوید؛ زیرا امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: «سرک اسیرک، فان افشیته صرت اسیره‏؛ راز تو اسیر توست، اگر آشکارش ساختى، تو اسیر آن شده‏اى.  

اصل اولیه این است که اولاً پیگیری امور و اخبار دیگران جایز نیست که از آن به تجسس و جاسوسی تعبیر می شود. ثانیاً اگر هم از آنها مطلع شد، حق ندارد سر و راز دیگری را بر ملا سازد که این کار گناهی بس بزرگ محسوب می شود؛ زیرا این کار، امنیت فردی و اجتماعی مردم، امنیت روحی و روانی آنان، و امنیت شغلی و خانوادگی ایشان را بر هم می زند و لذا احساس آرامش نخواهند کرد.

به همین مناسبت گفته می شود، رازداری و کتمان سر از خصلت های خدایی است، او که از همه اسرار نهانی تمام افراد آگاه است؛ اما هیچ کدام را برای هیچ کسی فاش نمی کند؛ حتی برخی از آنها را بر فرشتگان موکل بر اعمال انسان هم پوشیده نگه می دارد؛ چنانکه در دعای کمیل گفته می شود: «و الشاهد لما خفی عنهم».

نتیجه اینکه افشاى اسرار، نشانه ضعف نفس و سستى اراده است و به عکس، «رازداری» دلیل قوت روح و کرامت نفس است.

امام علی بن موسی الرضا علیه السلام در حدیثی می فرماید:

«لَا يُكْمِلُ الْمُؤْمِنُ إِيمَانَهُ حَتَّى تَكُونَ فِيهِ ثَلَاثُ خِصَالٍ خَصْلَةٌ مِنْ‏ رَبِّهِ‏ وَ خَصْلَةٌ مِنْ نَبِيِّهِ وَ خَصْلَةٌ مِنْ إِمَامِهِ فَأَمَّا الَّتِي مِنْ رَبِّهِ فَكِتْمَانُ السِّر....»؛ ایمان یک مومن به کمال نمی رسد؛ مگر سه خصلت را داشته باشد: یکی از خدایش، یکی از پیامبر و یکی هم از امامش؛ اما خصلتی که از خدایش باید داشته باشد، رازداری و کتمان سر است.....

به هر حال انسان جایز الخطاست و ممکن است اشتباهی داشته یا خلافی از او سر زده باشد، از نظر شرعی نباید این امور بازگو شود؛ حتی خوبی های او هم اگر دوست نداشته باشد. به همین جهت می گویند سخن گفتن در غیاب کسی اگر خوبی او هم باشد غیبت محسوب می شود و غیبت نیز از گناهان بزرگ است.

امام امیر المؤمنین علی علیه السلام می فرماید: «لَوْ تَكَاشَفْتُمْ‏ مَا تَدَافَنْتُم‏»؛ اگر قرار بود از اسرار یکدیگر آگاه شوید هیچ یک از اموات خود را دفن نمی کردید، کسی هم شما را دفن نمی کرد.

نه تنها بیان اسرار دیگران گناه است؛ بلکه اگر کسی دوست داشته باشد که اشتباه دیگران بازگو شود؛ حتی توسط افراد دیگر، باز هم گناه است، همین که دوست داشته باشد بر ضد کسی افشاگری شود، اشتباه کسی را و گناه فردی را در جامعه شایع کنند... همه این امور از گناهان کبیره است، تعریف گناه خود یا دیگران، شیوع گناه در جامعه، خود گناه مستقلی است؛ لذا در آیه شریفه 19 سوره نور می فرماید:

«إِنَّ الَّذينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون‏»؛

عذاب دردناک برای آنان است که دوست دارند گناهی در جامعه بیان و شایع شود؛ هر چند خودشان هم مرتکب آن نشده باشند.

عوامل و راه‌هاى افشاى راز: عوامل متعددی باعث می شود که راز افراد برملا شود که برخی از آنان چنین است: پرحرفى، خودنمایى، ( که همین دو عامل، غیبت و دروغ و تهمت .... را هم به دنبال خود می آورد) دوستى با افراد نامطمئن،  وسایل ارتباط جمعى، ....

نتیجه عقلی و شرعی این یادداشت این است:

 اولاً راز خودت را به هیچ کسی نگویی.

ثانیاً اگر بر راز دیگری مطلع شدی، هرگز آن را بازگو نکنی.1

  1. با الهام از نماز جمعه شهر مقدس قم، 22/ 9/ 1392.