درس اخلاق چهارشنبه ها(15)
66 بازدید
تاریخ ارائه : 5/22/2014 1:02:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

تدبیر منزل، بخش سیزدهم:

بحث ما در تدبیر منزل، به ارتباط والدین با فرزندان و سپس به تربیت اولاد رسید.

البته فعلاً بحث های ما اخلاقی است نه تربیتی که با اخلاق متفاوت است و نیز آداب هم که گونه دیگری است.

در اخلاق یک نظر است که اخلاق همان آداب است؛ لذا آن نامه امام علی علیه السلام به فرزندشان امام حسن علیه السلام را که غالباً آداب است را اخلاق می دانند. اما به هر حال اخلاق با آداب فرق می کند.

اولین نکته در ارتباط با فرزندان، استعدادیابی است، این یک مسأله اخلاقی است؛ یعنی والدین بفهمند که خدا این فرزند را برای چه کاری خلق کرده است تا او را در آن مسیر قرار دهند.

روشن است که همه مردم یک جور استعداد ندارند و گرنه همه دنبال یک کار می رفتند و بقیه کارها زمین می ماند. عنایت خدا هم همین است که مردم متفاوت باشند؛ از جهت کم و زیادی عقل، کم و زیادی فهم، صدای خوب و بد، چهره زیبا و غیر زیبا، ..... تا زندگی دنیا اداره شود؛ اگر همه ریاضیدان می شدند، چه کسی نان تهیه می کرد؟ اگر همه طبیب شوند، چه کسی بنایی کند؟ چه کسی شهر را تمیز کند؟ بلکه یکی مورخ می شود، آن دیگری طبیب، برخی فقیه می شوند و بعضی کشاورز و دامدار و غیره. آری مورد استثنا هم پیدا می شود که کسی نابغه باشد و استعداد چند علم را داشته باشد.

سلیقه ها هم همین گونه است و با هم فرق می کنند؛ لذا یک پسر با دیدن دختری عاشق او می شود و پسر دیگر هم نسبت به همان دختر هیچ احساسی پیدا نمی کند.

پس خدا همه مردم را برای همه کارها نیافریده؛ بلکه هر کسی را برای کاری قرار داده است. وظیفه پدر و مادر این است که این استعداد را کشف کنند و تشخیص دهند و او را راهنمایی کنند. اگر والدین درست تشخیص دهند، فرزند موفق می شود و گرنه عمرش تلف خواهد شد. به این جهت است که برخی، هر چند روزی دنبال کاری می روند و سپس رها می کنند.

راه های تشخیص استعداد انسان:

اولین راه، کیاست و فراست و زیرکی والدین است که خودشان بفهمند این بچه چه استعدادی دارد؛ البته ضابطه خاصی هم ندارد و راه های مختلفی دارد؛ مثلاً در بازی های او دقت کنند، اینکه به چه چیزی علاقه بیشتری دارد، حتی چه غذایی را بیشتر دوست دارد؟ یا مثلاً در بازی با بقیه بچه ها آیا او رئیس می شود و بقیه به او مراجعه می کنند یا او فقط به دیگران نگاه می کند و متأثر از آنان است؟ گاه بچه ای به ریزه کاری ها خیلی دقت می کند؛ اما بچه دیگر نه، از اینجا معلوم می شود که این بچه برای کارهای هنری خوب است یا نه؟

راه دوم: اینکه والدین یا خود انسان، ببیند چه کاری برایش سخت است و چه کاری را به راحتی انجام می دهد؛ این که با خواندن فلان کتاب، خوابش می برد و با خواندن کتاب دیگر، خواب از سرش می رود، نشانه همان استعداد و علاقه است.

یک نفر قلم که به دست می گیرد به راحتی می نویسد؛ اما دیگری هر چه به خود فشار می آورد چیزی بر صفحه جاری نمی شود؛ اما در مقابل، همین فرد به راحتی و آسانی سخنرانی می کند.

دو نکته مهم:

نکته اول اینکه اگر کسی خودش یا والدین تشخیص دادند که در فلان مورد استعداد دارند، و درست هم تشخیص دادند، باید تمام لوازم آن را فراهم کنند و تا آخر خط بروند؛ مثلاً اگر کسی استعداد خطاطی دارد باید همه لوازم آن را تهیه کند، انواع قلم های داخلی و خارجی را خریداری کند، کتاب های مختلف را بخرد، اساتید مختلف را بشناسد و شاگردی آنان را کند، ... به هر حال، به کم قناعت نکند.

اگر کسی استعداد کاری را دارد؛ اما کم کاری کند و به کم قناعت کند این بیمار است و باید به طبیب مراجعه کند و خود را علاج کند و علاج هم می شود. اگر کسی استعداد فقه یا طب را دارد؛ ولی حال ندارد که تا آخر خط برود، بیمار است. کم گذاشتن در رشته ای که استعداد آن را دارد، بیماری است و باید علاج کند و قابل علاج است.

نکته دوم اینکه برخی افراد استعداد خاصی ندارند؛ اما می توانند در مرز علوم حرکت کنند. به عبارت دیگر وسعت و سطح علم برخی کم است؛ اما عمق آن زیاد است و در مقابل، سطح علم برخی زیاد است و عمق آن کم است. هر علمی یک مرکزی دارد و یک حد و مرزی، مرکز آن عمیق است؛ اما حد و مرز آن کم عمق است. برخی افراد میان رشته ای هستند و در مرز علوم حرکت می کنند و از چند علم سخن می گویند و البته موفق هم می شوند.

در محضر استاد احمد عابدی