در سوگ آیت الله انصاری شیرازی
123 بازدید
تاریخ ارائه : 1/6/2015 8:57:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

امروز صبح یکشنبه 14 دیماه 1393 مثل هر روز که بعد از نماز و صبحانه برای شرکت در درس استاد عابدی از منزل خارج شدم، به نزدیکی منزل حضرت آیت الله انصاری شیرازی که چند منزل با ما فاصله داشت رسیدم، چند طلبه را دیدم که هنوز آفتاب نزده مشغول سیاه پوش کردن درب و دیوار منزل آیت الله هستند. پرسیدم چه خبر شده؟ گفتند آقا از دنیا رفته!

حضرت آیت الله شیخ یحیی انصاری شیرازی، استاد اخلاق و فلسفه و عرفان بود، استاد فقه و اصول بود، استاد مبارزه و جهاد بود، استاد زهد و تقوا بود، استاد بسیاری از استادان کنونی حوزه و دانشگاه بود.

بارها او را در کوچه و در مسیر راه از منزل تا مسجد سلماسی که فلسفه و عرفان درس می داد، یا از خرید بازار برمی گشت زیارت می کردم، و به محضرشان سلام می دادم، با همه با روی باز و خوش برخورد می کرد و اظهار محبت داشت. ظاهر ساده و زی طلبگی او را هر که می دید، اگر شناخت قبلی از ایشان نداشت او را کسی و چیزی به حساب نمی آورد؛ بسیار ساده و معمولی؛ بلکه بیشتر از این حرف ها!

اما او یک عالم وارسته کم نظیر بود، یک دانشمند زاهد، یک عارف گمنام بود. و در مقابل این همه، یک مبارز سیاسی قبل از انقلاب، یار امام خمینی و پشتیبان ولایت و رهبر انقلاب نیز بود. عنایت امام به ایشان که گفته بودند تا دعای آقای بهجت و آقای انصاری هست خیال ما راحت است. و عنایت رهبر معظم انقلاب و دیدار با وی در منزلش گویای ارتباط طرفینی است.

دلسوز انقلاب و کشور بود و ناراحتی ایشان را در برخی از دوره ها که عده ای بازی سیاسی در می آوردند دیده بودم، سخنرانی های ایشان را؛ چه در مدرسه جانبازان و یا جاهای دیگر.

آری؛ این عالم بزرگ چند سالی بود که بر اثر بیماری در منزل مسکونی خود بستری بود، منزلی که از بسیاری از منازل سطح پایین قم هم پایین تر بود، بسیار قدیمی و کوچک، یک بار که با مرحوم آیت الله مهندسی به دیدار ایشان رفتیم، تخت ایشان در یک زیر زمینی محقر بود که خانواده شان هم در قسمت دیگر بودند.

حالشان خوب نبود، کم صحبت می کردند و در سکوت بودند. و چون بسیار ضعیف شده بودند آقای مهندسی به ایشان کمک کرد برای خوردن آب و دارو، بعد هم صورتشان را تمیز کرد...

اخیراً چون خیلی در مضیقه و اذیت بودند، در گوشه حیات منزل، یک اتاق جدید برای ایشان ساخته بودند که افراد عیات کننده راحت تر باشند؛ ولی البته ایشان همه اش بر تخت بیماری و در حال سکوت بودند و فقط نگاه می کردند....

و اینک این عالم وارسته گمنام به جوار رحمت حق رحلت و از بند دنیا که هیچ وابستگی به آن نداشت رها شده است.

خدایش رحمت کند و او را با اولیای دین محشور فرماید.