درس چهارشنبه(23) در محضر استاد احمد عابدی: تعادل در عزاداری و دوری از افراط و تفریط؛
397 بازدید
تاریخ ارائه : 3/4/2015 11:25:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

امسال ایام عزاداری حضرت زهرا سلام الله علیها؛ بخصوص فاطمیه دوم که احتمال قوی تری در صحت این تاریخ است، با ایام نوروز همزمان شده است. تقارن این دو باعث نمی شود که عزاداری کم رنگ شود و یا فاطمیه اول را بیشتر توجه کنیم.

ولی باید این را هم در نظر داشت که افراط در عزاداری و تفریط در آن، هر دو نادرست است. سنت حسنه ای که علما و فقهای شیعه در طول تاریخ داشته اند که چگونه و چقدر عزاداری کنند، همان باید مبنای کار و روش ما باشد.

بنای امامان شیعه علیهم السلام این بوده که مثلاً در مورد محرم، از اول ماه محرم سیاه می پوشیدند. در مورد سایر موارد هم باید دید آنان چگونه عمل می کردند.

مهم ترین کاری که امامان شیعه در آن 250 سال حضور خود انجام دادند و شیعیان خود را به آن سمت سوق می دادند، حفظ شیعه از افراط و تفریط و رعایت تعادل بوده است.

در اهل سنت، همیشه افراط و تفریط بوده؛ گاه برخی از آنان شخصی مثل یزید را می گویند خلیفه پیامبر است؛ در حالی که اعمال او را می دانستند؛ اما وقتی کسی امام نداشته باشد باید یزید را بگوید خلیفه پیامبر!

در مقابل، برخی از اهل سنت هم هستند که می گویند باید کل سال را برای امام حسین علیه السلام عزاداری کرد.

در همین حال که برخی از آنان می گویند یزید یکی از هزاران سیئه معاویه است؛ آنگاه معاویه را هم امیرالمؤمنین می دانند.

اکنون نیز افراط کاری های داعش مستند به بعضی از صحابه است، جهاد نکاح را به معاویه مستند می کنند که ابن تیمیه هم فتوای آن را داده است. آتش زدن اسیران و از جمله خلبان اردنی را به عمل خالد بن ولید مستند می کنند.

آری تفریط آنان این است که برخی از آنان اصلا اهل عزاداری نیستند، یا اگر فسق و فجور ببینند چیزی نمی گویند، اگر کسی شراب بخورد عیب ندارد؛ بر عکس آن هم هستند افرادی که کل سال را عزاداری کنند.

اما خصوصیت شیعه این است که امامان آنان، شیعه را از افراط و تفریط حفظ می کردند.

مثلاً اگر کتاب های سنی را در نظر بگیرید، این وجود دارد که یزید بدتر از فرعون است؛ اما امامان ما چنین چیزی نگفتند. اعتدال باید حفظ شود.

نمونه دیگر این که در زمان عثمانی ها و در دولت آنان بیشترین ظلم و فشار را بر شیعه وارد می کردند؛ به طوری که در شهر نجف کسی حق اذان گفتن نداشت، فقط یک مسجد به نام مسجد خالد بن ولید بود که اذان می گفت، آن هم به رسم اذان سنی ها!

در همین حال، وقتی در جنگ جهانی اول، انگلیسی ها به عراق حمله کردند، علمای شیعه فتوا دادند که باید از دولت عثمانی دفاع کرد، چقدر از علما و فقهای شیعه که در دفاع از دولت عثمانی و سنی ها، شهید و اسیر شدند. این نشانه تعادل شیعه و تعادل علما و امامان شیعه است.

چند نمونه زنده این موارد در زمان ما، یکی اردوغان است که در هنگامی که ضعیف بود چقدر از شیعیان و ایران کمک گرفتند، دیگری در زمان انورسادات و مبارک است که چقدر به اخوان المسلمین  کمک شد؛ اما وقتی قدرت یافتند چه کردند؛ سودان و حتی حماس و غیره هم اینگونه هستند؛ اما باز هم این برخوردها باعث و مجوز این نیست که ما از مظلوم دفاع نکنیم، امامان ما فرمودند از مظلوم دفاع کنید، و افراط و تفریط نکنید.

نکته دیگر:

دنیای اسلام اکنون حدود یک میلیارد و ششصد میلیون نفر جمعیت دارد که حدود سی سال دیگر تقریباً به دو میلیارد نفر خواهد رسید. همه این جمعیت هم افکار و آرای مختلف دارند؛ اما آنچه که اکنون خیلی مورد دفاع و تمجید آمریکا و غرب هستند، اسلام شبیه عربستان و ترکیه است. در ترکیه مثلاً همزمان که همسر رئیس جمهور، با حجاب ظاهر می شود، در روضه هم شرکت می کنند، با فلسطینی ها هم خوب هستند، با اسرائیل هم متحد هستند، با غرب ارتباط دارند. اکثر کشورهای اسلامی چنین هستند. ولی آمریکا و غرب این را می پسندند.

با وجود همه این موارد، وظیفه ما آن است که یک نگاه از بیرون به اسلام و مسلمانان داشته باشیم، و به یاد داشته باشیم که نوع رفتار امامان ما با اهل سنت و بزرگان آنان چگونه بوده؟ یا مثلا با عایشه همسر پیامبر چگونه بودند؟ آیا توهین را روا می دانستند؟ توهین به همسر پیامبر، توهین به خود پیامبر است.

بانی این کارهای خلاف همه از استعمار است. چطور می شود که در لندن بالن هوا کنند و روی آن به عایشه توهین و ناسزا بنویسند و انگلیس هم کاری نداشته باشد! چون همه اینها به ضرر اسلام و به نفع کفر است.

چطور می شود در غرب و انگلستان که این همه برای اسلام ستیزی هزینه می کنند، آنگاه برخی از سایت های افراطی از شیعه و سنی به راحتی به فعالیت خود ادامه می دهند و حتی کمک هم می شوند!

متأسفانه الان کتاب نوشته می شود که حتی نام آن هم توهین آمیز است، نسبت ناروا به همسر پیامبر است که ضرر این از داعش هم بیشتر است.

به هر حال عزاداری و جشن باید تعادل داشته باشد، از افراط و تفریط به دور باشد. باید به علما و فقها و مراجع نگاه کرد که چگونه عزاداری می کنند؛ مثلاً عاشورای مکرر را نمی پسندند، دهه های متعدد را توصیه نمی کنند. شأن همه امامان برابر است؛ ولی عاشورا فقط باید یکی باشد. شأن حضرت زهرا سلام الله علیها که محور خلقت و حجت الله علی الحجج است، با هیچ کسی قابل قیاس نیست، وفات و شهادت سایر امامان نیز به همین صورت، مهم است؛ ولی برای هر یک از آنان، دهه و هفته عزاداری برگزار نمی شود؛ نباید به گونه ای باشد که شش ماه از سال مردم را به عزاداری مجبور کنیم!