آشنایی و آشتی با نهج البلاغه (قسمت پنجم) بازخوانی اوصاف پارسایان در بیان امیرمؤمنان
86 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

بازخوانی اوصاف پارسایان در بیان امیرمؤمنان

تعریف یک کلمه ای و فشرده تقوا، پرهیزکاری است؛ تعریف دو کلمه ای آن  ترس از خدا و یا حریم گرفتن برای خداست؛ تعریف چند کلمه ای تقوا، انجام واجبات وهر آنچه خدا امر فرموده و نیز ترک محرمات و هر آنچه خدا نهی کرده است می باشد و یابگو ملکه ای است که با وجود آن، انسان خود به خود به انجام واجبات روی می آورد ومحرمات را ترک می کند. حال اگر همین تعریف را بخواهیم باز کنیم و صفات افراد باتقوا را شرح دهیم، خطبه 193 نهج البلاغه می شود.

یکی از خطبه های مشهور امام علی علیه السلام خطبه 193 نهج البلاغه است  که در باره پرهیزکاران است. این خطبه به خطبه همام یا خطبه متقین معروف است، آن  حضرت در این خطبه برخی از ویژگی های پرهیزکاران را برمی شمرد.

اصل ماجرا و شأن نزول این خطبه هم از این قرار بود که شخصی از یاران  امیرمؤمنان علیه السلام به نام همام، از آن حضرت تقاضا می کند که اوصاف متقین رابرایش شرح دهد. امام ابتدا امتناع می فرماید؛ ولی با اصرار همام، ایشان شروع به  گفتن صفات پرهیزگاران می کند و کلام امیر بیان آن  قدر اوج می گیرد که همام ناله وصیحه ای می کشد و جان می دهد.

ما اعتراف می کنیم که از متقین نیستیم، و تا بخواهیم به آن مقام هم  برسیم تلاش بسیار می طلبد؛ اما به هر حال باید در مسیر آن گام برداریم؛ لذا خوب است فهرستی از آن اوصاف را در یاد داشته باشیم تا شاید برخی از آنان را با تمرین وآموزش و پشتکار، در خود پیاده کنیم.

به همین جهت برخی از عناوین آن را به صورت فهرستوار با هم مرور می  کنیم:

الف) سیمای عمومی پرهیزکاران:

1.گفتارشان  راست است؛

2.پوشاكشان  میانه روی است؛

3.رفتارشان  با تواضع و فروتنى است؛

4.از هر چه  خدا حرام کرده چشم می پوشانند؛

5.گوش به  دانش [مفيد] فرا می دارند؛

6.در حال  گرفتارى و آسودگی به قضاى الهى خشنودند؛

7.از شوق به  شتو بيم عقاب، جان بر کف و آماده دیدار خدایند؛

8.فقط  آفريدگار در دل ايشان بزرگ است؛

9.هر چه جزخدا، در ديده هايشان بس كوچك جلوه می کند؛

10.گویا بهشت را می بینند و در نعمت آن غوطه ورند؛

11.با دوزخ چنانند كه گويى آن را مشاهده مى كنند و در عذاب آن گرفتارند؛

12.دلهايشان [به فراق دوست‏] اندوهناك است؛

13.مردم از آزارشان در امانند؛

14.پيكرهاشان لاغر و نحیف است؛

15.نيازهاشان اندك است؛

16.جانهاشان پاك و پيراسته است؛

17.روزگار كوتاه دنیا را صابرند، تا به آسايش ابدى دست يابند؛

18.دنيا، خواهان آنهاست؛ ولی آنان از دنيا گريزانند؛

19. دنيا براى اسیر کردن آنان تلاش می کند؛ ولى آنان  با فدا کردن جان، خود را رها می نمایند؛

ب) شب متقین و پرهیزکاران:

1.پرهیزکاران، شب را به نماز می ايستند؛

2.قرآن را جزء جزء و به آرامى و انديشمندانه تلاوت می کنند؛

3.به هنگام خواندن قرآن، اندوهبار می گردند؛

4.درمان درد خويش را در قرآن می جويند؛

5.به آيات شوق انگيز، دل سپرده و با چشم طمع به آن می نگرند؛

6.از آيات تهديد آميز و بيم انگيز، به خروش می آیند و گويى صدای آتش  جهنّم در بيخ گوش آنهاست؛

7.در پيشگاه خدا، [با ركوع‏] كمرهاى خود را خمانيده اند؛

8.[با سجده] پيشاني و كف  دستها و نوك انگشتان پا را بر زمين گسترانيده اند؛

9.از خداى بزرگ، رهايی شان را از آتش جهنّم می خواهند.

ج) روز پرهیزکاران:

1. پرهیزکاران در روز، فرزانگانى  دانشمند و بردبارند؛

2. نيكوکارانى وارسته و با تقوایند؛

3.ترس از خدا، آنان را مانند چوب، باريك و لاغر ساخته است؛

4.به جهت بزرگی خدا و قیامت در پیش رو، دلشان ترسان و لرزان و افكارشان  آشفته و پريشان است؛

5.از طاعت‏ اندك خود خرسندى ندارند؛

6.طاعتهاى فراوان خود را زیاد نمی دانند؛

7.پيوسته خود را متّهم دارند و از اعمال خود هراسانند؛

8.از تعريف و تمجيد دیگران ترسانند؛ و گويند: من خودم را بهتر از دیگرانمی شناسم و خدا نیز از همه آگاهتر است. خدايا! مرا به آنچه می گويند بازخواست مكن  و بهتر از آنچه می پندارند نصيبم گردان و گناهان مرا كه از آن بی خبرند، بيامرز.

د) نشانه های هر یک از پرهیزکاران:

1.در ديندارى نيرومند است؛

2.در عين آرامى، دوراندیش است؛

3.در امر ايمان، به مرتبه يقين رسيده است؛

4.در علم آموزى، مشتاق و حريص است؛

5.دانش خود را با بردباری آمیخته است؛

6.در عین توانگری، میانه رو است؛

7.در عبادت، با خشوع است؛

8.در عين تنگدستى، خود را خوش وضع، جلوه می دهد؛

9.در سختى ها، شكيبايى می ورزد؛

10.در جستجوی روزى حلال می گردد؛

11.در پيمودن راه هدايت، شاداب است؛

12.از طمع، گريزان است؛

13.كارهاى نيك می كند؛ ولى باز هم در هراس است؛

14.روز را با شکر و سپاس به شب می رساند؛

15.شب را با ذکر خدا سپرى می كند؛

16.شب با نگرانی (از غفلت) می خوابد و صبح شادمان (از فضل و رحمت خدا) برمی خیزد؛

17.با خواهش هاى نفس، مخالفت می ورزد [تا نفس مطيع عقل گردد]؛

18.چشم روشنى اش در چيزى است كه پايدار باشد؛ و پرهيزش از چيزى است كه  ناپايدار است؛

19.بردبارى را با دانايى و علم را با عمل درآميخته است؛

20.آرزويش كوتاه است؛

21.لغزش هایش اندك است؛

22.قلب و دلش خاشع و فروتن است؛

23.نفسش قانع است؛

24.خوراکش کم است؛

25.کار و امورش آسان است؛

26.دينش استوار و محفوظ است؛

27.شهوتش در حرام، مرده است؛

28.خشمش فرو خورده است؛

29.مردم به خیرش اميدوارند و از گزندش در امانند؛

30.نامش در جمع ذاکران نوشته می شود نه از غافلان؛

31.از آن كس كه بر او ستمى كرده، عفو نمايد؛

32.به آن كس كه او را محروم ساخته عطا می کند؛

33.به آن كس که از او بریده می پیوندد؛

34.از سخن زشت بدور است؛

35.گفتارش نرم و ملايم است؛

36.بدی هایش پنهان و کار نیکش آشکار است؛

37.نيكى او به همه رسيده و آزارش به کسی نرسیده است؛

38.در سختى‏هاى وحشت انگيز زندگى، آرام و با وقار است؛

39.در ناخوشايندها بردبار و در خوشی ها سپاسگزار است؛

40.به دشمنش ستم ننمايد؛

41.به جهت دوستی ديگران به گناه نمی افتد؛

42.به حق اعتراف می کند پيش از آن كه کسی گواهی دهد؛

43.از آنچه به او سپرده اند حفاظت می کند؛

44.آنچه به او تذکر دهند فراموش نسازد؛

45.لقب زشت به كسى ندهد؛

46.به همسايه زيان نرساند؛

47.به هنگام پيشامدهاى ناگوار، کسی را شماتت نكند؛

48.در کار ناروا و باطل داخل نمی شود؛

49.از محدوده حق، گامی خارج نمی گردد؛

50.به هنگام خاموشی، غمگين و افسرده نیست؛

51.به هنگام خنده، صدا به خنده بلند نكند؛

52.اگر بر او ستمى رود شكيبايى ورزد تا خدا برايش انتقام بستاند؛

53.نفس او در زحمت است و مردم از وى در اميدوارى و رحمتند؛

54.خود را براى آسايش در آخرت به رنج افكند و مردم را از خود آسوده سازد؛

55.دوری او از برخی، به جهت زهد و پارسایی است، و نزدیک شدنش به برخی، به  جهت نرمی و مهربانی است؛

56.نه فاصله گرفتنش از روى تكبّر است و نه نزديك شدنش از روى فريبكارى ونیرنگ است؛.....

سخن امام که به اینجا رسید، همام ناله ای زد و جان داد!

امام فرمود: به خدا قسم من هم از همین می ترسیدم که ابتدا قبول نکردم.

سپس فرمود: این چنین اثر می کند پندهای رسا، با آنان که پذیرای آن  هستند!

و اینک  متن عربی خطبه 193 نهج البلاغه:

رُوِيَ أَنَّ صَاحِباً لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع يُقَالُ لَهُهَمَّامٌ‏ كَانَ رَجُلًا عَابِداً فَقَالَ لَهُ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ صِفْ‏لِيَ‏ الْمُتَّقِينَ‏ حَتَّى كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَيْهِمْ. فَتَثَاقَلَ ع عَنْجَوَابِهِ. ثُمَّ قَالَ: يَا هَمَّامُ اتَّقِ اللَّهَ وَ أَحْسِنْ فَ إِنَّاللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ الَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ‏.

فَلَمْ يَقْنَعْ هَمَّامٌ بِهَذَا الْقَوْلِ حَتَّى عَزَمَ عَلَيْهِفَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ وَ صَلَّى عَلَى النَّبِيِّ ص ثُمَّ قَالَ ع:أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى خَلَقَ الْخَلْقَ حِينَخَلَقَهُمْ غَنِيّاً عَنْ طَاعَتِهِمْ آمِناً مِنْ مَعْصِيَتِهِمْ لِأَنَّهُ لَاتَضُرُّهُ مَعْصِيَةُ مَنْ عَصَاهُ وَ لَا تَنْفَعُهُ طَاعَةُ مَنْ أَطَاعَهُفَقَسَمَ بَيْنَهُمْ مَعَايِشَهُمْ وَ وَضَعَهُمْ مِنَ الدُّنْيَا مَوَاضِعَهُمْ؛فَالْمُتَّقُونَ فِيهَا هُمْ أَهْلُ الْفَضَائِلِ مَنْطِقُهُمُ الصَّوَابُ وَمَلْبَسُهُمُ الِاقْتِصَادُ وَ مَشْيُهُمُ التَّوَاضُعُ غَضُّوا أَبْصَارَهُمْعَمَّا حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ وَقَفُوا أَسْمَاعَهُمْ عَلَى الْعِلْمِالنَّافِعِ لَهُمْ نُزِّلَتْ أَنْفُسُهُمْ مِنْهُمْ فِي الْبَلَاءِ كَالَّتِينُزِّلَتْ فِي الرَّخَاءِ وَ لَوْ لَا الْأَجَلُ الَّذِي كَتَبَ اللَّهُ [لَهُمْ‏]عَلَيْهِمْ لَمْ تَسْتَقِرَّ أَرْوَاحُهُمْ فِي أَجْسَادِهِمْ طَرْفَةَ عَيْنٍشَوْقاً إِلَى الثَّوَابِ وَ خَوْفاً مِنَ الْعِقَابِ؛ عَظُمَ الْخَالِقُ فِيأَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِي أَعْيُنِهِمْ فَهُمْ وَ الْجَنَّةُ كَمَنْقَدْ رَآهَا فَهُمْ فِيهَا مُنَعَّمُونَ وَ هُمْ وَ النَّارُ كَمَنْ قَدْ رَآهَافَهُمْ فِيهَا مُعَذَّبُونَ قُلُوبُهُمْ مَحْزُونَةٌ وَ شُرُورُهُمْ مَأْمُونَةٌوَ أَجْسَادُهُمْ نَحِيفَةٌ وَ حَاجَاتُهُمْ‏ خَفِيفَةٌ وَ أَنْفُسُهُمْ عَفِيفَةٌصَبَرُوا أَيَّاماً قَصِيرَةً أَعْقَبَتْهُمْ رَاحَةً طَوِيلَةً تِجَارَةٌمُرْبِحَةٌ يَسَّرَهَا لَهُمْ رَبُّهُمْ أَرَادَتْهُمُ الدُّنْيَا فَلَمْيُرِيدُوهَا وَ أَسَرَتْهُمْ فَفَدَوْا أَنْفُسَهُمْ مِنْهَا؛

أَمَّا اللَّيْلَ فَصَافُّونَ أَقْدَامَهُمْ تَالِينَ لِأَجْزَاءِالْقُرْآنِ يُرَتِّلُونَهَا تَرْتِيلًا يُحَزِّنُونَ بِهِ أَنْفُسَهُمْ وَيَسْتَثِيرُونَ بِهِ دَوَاءَ دَائِهِمْ فَإِذَا مَرُّوا بِآيَةٍ فِيهَا تَشْوِيقٌرَكَنُوا إِلَيْهَا طَمَعاً وَ تَطَلَّعَتْ نُفُوسُهُمْ إِلَيْهَا شَوْقاً وَظَنُّوا أَنَّهَا نُصْبَ أَعْيُنِهِمْ وَ إِذَا مَرُّوا بِآيَةٍ فِيهَا تَخْوِيفٌأَصْغَوْا إِلَيْهَا مَسَامِعَ قُلُوبِهِمْ وَ ظَنُّوا أَنَّ زَفِيرَ جَهَنَّمَ وَشَهِيقَهَا فِي أُصُولِ آذَانِهِمْ فَهُمْ حَانُونَ عَلَى أَوْسَاطِهِمْمُفْتَرِشُونَ لِجِبَاهِهِمْ وَ أَكُفِّهِمْ وَ رُكَبِهِمْ وَ أَطْرَافِأَقْدَامِهِمْ يَطْلُبُونَ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى فِي فَكَاكِ رِقَابِهِمْ؛

وَ أَمَّا النَّهَارَ فَحُلَمَاءُ عُلَمَاءُ أَبْرَارٌ أَتْقِيَاءُقَدْ بَرَاهُمُ الْخَوْفُ بَرْيَ الْقِدَاحِ يَنْظُرُ إِلَيْهِمُ النَّاظِرُفَيَحْسَبُهُمْ مَرْضَى وَ مَا بِالْقَوْمِ مِنْ مَرَضٍ وَ يَقُولُ لَقَدْخُولِطُوا وَ لَقَدْ خَالَطَهُمْ أَمْرٌ عَظِيمٌ لَا يَرْضَوْنَ مِنْأَعْمَالِهِمُ الْقَلِيلَ وَ لَا يَسْتَكْثِرُونَ الْكَثِيرَ فَهُمْلِأَنْفُسِهِمْ مُتَّهِمُونَ وَ مِنْ أَعْمَالِهِمْ مُشْفِقُونَ إِذَا زُكِّيَأَحَدٌ مِنْهُمْ خَافَ مِمَّا يُقَالُ لَهُ فَيَقُولُ أَنَا عْلَمُ بِنَفْسِي مِنْغَيْرِي وَ رَبِّي أَعْلَمُ بِي مِنِّي بِنَفْسِي، اللَّهُمَّ لَا تُؤَاخِذْنِيبِمَا يَقُولُونَ وَ اجْعَلْنِي أَفْضَلَ مِمَّا يَظُنُّونَ وَ اغْفِرْ لِي مَالَا يَعْلَمُونَ؛

فَمِنْ عَلَامَةِ أَحَدِهِمْ أَنَّكَ تَرَى لَهُ قُوَّةً فِي دِينٍ وَحَزْماً فِي لِينٍ وَ إِيمَاناً فِي يَقِينٍ وَ حِرْصاً فِي عِلْمٍ وَ عِلْماً فِيحِلْمٍ وَ قَصْداً فِي غِنًى وَ خُشُوعاً فِي عِبَادَةٍ وَ تَجَمُّلًا فِي فَاقَةٍوَ صَبْراً فِي شِدَّةٍ وَ طَلَباً فِي حَلَالٍ وَ نَشَاطاً فِي هُدًى وَتَحَرُّجاً عَنْ طَمَعٍ يَعْمَلُ الْأَعْمَالَ الصَّالِحَةَ وَ هُوَ عَلَى وَجَلٍيُمْسِي وَ هَمُّهُ الشُّكْرُ وَ يُصْبِحُ وَ هَمُّهُ الذِّكْرُ يَبِيتُ حَذِراًوَ يُصْبِحُ فَرِحاً حَذِراً لِمَا حُذِّرَ مِنَ الْغَفْلَةِ وَ فَرِحاً بِمَا أَصَابَمِنَ الْفَضْلِ وَ الرَّحْمَةِ إِنِ اسْتَصْعَبَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ فِيمَاتَكْرَهُ لَمْ يُعْطِهَا سُؤْلَهَا فِيمَا تُحِبُّ قُرَّةُ عَيْنِهِ فِيمَا لَايَزُولُ وَ زَهَادَتُهُ فِيمَا لَا يَبْقَى يَمْزُجُ الْحِلْمَ بِالْعِلْمِ وَالْقَوْلَ بِالْعَمَلِ تَرَاهُ قَرِيباً أَمَلُهُ قَلِيلًا زَلَلُهُ خَاشِعاًقَلْبُهُ قَانِعَةً نَفْسُهُ مَنْزُوراً أَكْلُهُ سَهْلًا أَمْرُهُ حَرِيزاًدِينُهُ مَيِّتَةً شَهْوَتُهُ مَكْظُوماً غَيْظُهُ الْخَيْرُ مِنْهُ مَأْمُولٌ وَالشَّرُّ مِنْهُ مَأْمُونٌ إِنْ كَانَ فِي الْغَافِلِينَ كُتِبَ فِي الذَّاكِرِينَوَ إِنْ كَانَ فِي الذَّاكِرِينَ لَمْ يُكْتَبْ مِنَ الْغَافِلِينَ؛ يَعْفُوعَمَّنْ ظَلَمَهُ وَ يُعْطِي مَنْ حَرَمَهُ وَ يَصِلُ مَنْ قَطَعَهُ بَعِيداًفُحْشُهُ لَيِّناً قَوْلُهُ غَائِباً مُنْكَرُهُ حَاضِراً مَعْرُوفُهُ، مُقْبِلًاخَيْرُهُ مُدْبِراً شَرُّهُ فِي الزَّلَازِلِ وَقُورٌ وَ فِي الْمَكَارِهِ صَبُورٌوَ فِي الرَّخَاءِ شَكُورٌ لَا يَحِيفُ عَلَى مَنْ يُبْغِضُ وَ لَا يَأْثَمُفِيمَنْ يُحِبُّ يَعْتَرِفُ بِالْحَقِّ قَبْلَ أَنْ يُشْهَدَ عَلَيْهِ لَا يُضِيعُمَا اسْتُحْفِظَ وَ لَا يَنْسَى مَا ذُكِّرَ وَ لَا يُنَابِزُ بِالْأَلْقَابِ وَلَا يُضَارُّ بِالْجَارِ وَ لَا يَشْمَتُ بِالْمَصَائِبِ وَ لَا يَدْخُلُ فِيالْبَاطِلِ وَ لَا يَخْرُجُ مِنَ الْحَقِّ إِنْ صَمَتَ لَمْ يَغُمَّهُ صَمْتُهُ وَإِنْ ضَحِكَ لَمْ يَعْلُ صَوْتُهُ وَ إِنْ بُغِيَ عَلَيْهِ صَبَرَ حَتَّى يَكُونَاللَّهُ هُوَ الَّذِي يَنْتَقِمُ لَهُ نَفْسُهُ مِنْهُ فِي عَنَاءٍ وَ النَّاسُمِنْهُ فِي رَاحَةٍ أَتْعَبَ نَفْسَهُ لِآخِرَتِهِ وَ أَرَاحَ النَّاسَ مِنْنَفْسِهِ بُعْدُهُ عَمَّنْ تَبَاعَدَ عَنْهُ زُهْدٌ وَ نَزَاهَةٌ وَ دُنُوُّهُمِمَّنْ دَنَا مِنْهُ لِينٌ وَ رَحْمَةٌ لَيْسَ تَبَاعُدُهُ بِكِبْرٍ وَ عَظَمَةٍوَ لَا دُنُوُّهُ بِمَكْرٍ وَ خَدِيعَةٍ...

قَالَ فَصَعِقَ هَمَّامٌ صَعْقَةً كَانَتْ نَفْسُهُ فِيهَا.

فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع: أَمَا وَ اللَّهِ لَقَدْ كُنْتُ أَخَافُهَاعَلَيْهِ؛ ثُمَّ قَالَ: أَ هَكَذَا تَصْنَعُ الْمَوَاعِظُ الْبَالِغَةُبِأَهْلِهَا.

فَقَالَ لَهُ قَائِلٌ: فَمَا بَالُكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ؟

فَقَالَ ع: وَيْحَكَ إِنَّ لِكُلِّ أَجَلٍ وَقْتاً لَا يَعْدُوهُ وَسَبَباً لَا يَتَجَاوَزُهُ فَمَهْلًا لَا تَعُدْ لِمِثْلِهَا فَإِنَّمَا نَفَثَالشَّيْطَانُ عَلَى لِسَانِكَ‏.