اوصاف امیر المؤمنین علیه السلام
6 بازدید
موضوع: امامت و مهدویت

کتاب «اوصاف امیرالمؤمنین علیه السلام» که برخی از اسامی، القاب، کنیه ها و اوصاف آن حضرت را در 2110 عنوان گردآورده، در سال 1388 در انتشارات مسجد مقدس جمکران با همکاری بنیاد غدیر و در سال 1390 توسط انتشارات صبح امید یاران به چاپ رسیده است.

فهرست اجمالی کتاب:

فصل اول: امیر المؤمنین علیه السلام در لسان قرآن مبین

صفحه 37 - 2 شماره 126 - 1

فصل دوم: امیرالمؤمنین علیه السلام در بیان خاتم النبیین صلی الله علیه وآله صفحه 159 - 38شماره 798 - 127

فصل سوم: امیرالمؤمنین علیه السلام از زبان امیرالمؤمنین علیه السلام

صفحه 195 - 159 شماره 1017 - 799

فصل چهارم: امیرالمؤمنین علیه السلام در کلام ائمّه معصومین علیهم السلام

صفحه 294 - 196 شماره 1625 - 1018

فصل پنجم: امیرالمؤمنین علیه السلامدر گفتار محبّین و مخالفین

صفحه 359 - 294 شماره 2110 - 1626

متن تقریظ حضرت آیت اللَّه خزعلی رحمت الله علیه بر کتاب اوصاف امیرالمؤمنین علیه السلام

الحمدللَّه ربّ العالمین و الصلوة والسلام علی سیدنا و نبینا محمّد و علی آله الطاهرین لا سیما بقیة اللَّه فی الأرضین و لعنة اللَّه علی أعدائهم أجمعین.

یا أباالحسن! یا أمیرالمؤمنین! روحی لتراب مقدمک الفداء!

کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست که تر کنی سر انگشت و صفحه بشماری.

مگر نه آنی که گفتی: »ینحدر عنی السیل ولا یرقی إلی الطیر« و فرمودی: »إنّ هیهنا لعلماً جمّاً لو أصبت له حملة« و بیان کردی: »لو کشف الغطاء ما ازددت یقیناً«.

مگر ابن عباس درباره ات زبان نگشود و نگفت: »فضایل علی به سی هزار نزدیک تر است تا سه هزار«.

مگر درباره سخنت نگفتند: »دون کلام الخالق و فوق کلام المخلوق«.

هیچ کس را یارای بیان فضایل تو نیست! بهتر خاموش شدن و پرچم عجز و ناتوانی را برافراشتن است؛ ولی چه کنیم با جوشش درونی نسبت به عظیم العظماء؛ و چه توان کرد با ذوق و شوق و سوز و شور نسبت به این خجسته خصال!

از این رو می بینیم طلبه فاضل جناب آقای احمد سعیدی، که سوز و شوقش، او را به لا به لای اوراق کتاب های بسیار می برد و شب را تا سحر بیدار می دارد، مدت مدیدی دو ماه رمضان را با عشق و علاقه سر می کند؛ بلکه نمی از یمی به دست آورد.

و در نتیجه بیش از دوهزار منقبت را به رشته تحریر می آورد. جزاه اللَّه أفضل جزاء المحسنین وحشره مع علی وآله الأطیبین.

در ختام چند نکته را متذکر می شوم:

1- چه خوب است به کتب اهل سنّت در این باره مراجعه بیشتری داشته باشیم که سخن مخالف وقتی موافق افتد، دلگرمی بیشتری حاصل می شود؛ (1)

خوشتر آن باشد که سرّ دلبران

گفته آید از زبان دیگران

بنگریم شافعی را که می گوید:

لو أنّ المرتضی أبدی محلّه

لخرّ الناس طرّاً سجّداً له

2- در کتب خودی گاه افراد کذاب و اشخاص غالی دیده می شوند که فضایلی را ذکر می کنند که مناسب شأن ائمه علیهم السلام نیست و خود امامان علیهم السلام ما را از اینها برحذر داشته اند؛ پس در نقل فضایل دقّت بیشتری داشته باشیم. (2)

3- کتاب مفصلی چون این کتاب برای پژوهشگران مفید و سودمند است؛ ولی آنها معدودند و قلیل. عموم مردم به کتاب های جیبی و کوچک رو می آورند، خوب است آنها را از این خرمن پرفیض برخوردار کنیم.

در ختام توفیق وافر و حسن عاقبت جناب عالی را از خداوند سبحان مسألت دارم.

والسلام علیکم

ابوالقاسم خزعلی

88/1/12

مقدمه کتاب اوصاف امیرالمؤمنین چنین است:

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد للَّه ربّ العالمین و صلّی اللَّه علی سیدنا محمّد و آله الطیبین الطاهرین

ولعنة اللَّه علی أعدائهم أجمعین إلی یوم الدین

در ابتدای مقدمه، توجّه خوانندگان محترم را به چند نکته جلب می نمایم:

1 - امام رضا علیه السلام در توصیف مقام و مرتبه امام معصوم می فرماید:

امام، یگانه روزگار است؛ نه کسی با او برابری می کند و نه دانشمندی همانند اوست؛ نه جایگزینی دارد و نه مثل و مانندی؛ همه فضیلت ها از آن اوست، بدون این که آن را کسب و تحصیل کرده باشد؛ بلکه از الطاف و تفضل خداوند متعال برای اوست. کیست که بتواند به شناخت حقیقی امام دست یابد یا او را انتخاب نماید؟ هیهات! هرگز! عقل ها در او گم گشته، خاطرها سرگردان، خردها حیران، چشم ها کور، بزرگان کوچک، حکیمان در حیرت، بردباران درمانده، خطیبان بی زبان، هوشمندان گیج و نادان، شاعران لال و گنگ، ادیبان و بلیغان ناتوان از توصیف یکی از شؤون و مقامات او و درک فضیلتی از فضایل اویند و همه به عجز و تقصیر اعتراف دارند. چگونه می توان کنه او را وصف کرد یا اسرارش را فهمید؟! کیست که بتواند جانشین او شود و نیازها را برآورد؟! هرگز! چطور و چگونه؟! او مانند ستاره ای است که از دسترس جویندگان و توصیف واصفان به دور است. اختیار بشر کجا و انتخاب امام کجا؟! عقل انسان کجا و مقام امام کجا؟! کجاست که همانند او یافت شود؟! آیا گمان می کنند چنین شخصیتی در غیر اهل بیت علیهم السلام یافت می شود؟! . . . [1]

2 - چطور امیرمؤمنان علی علیه السلام پس از پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله، برترین انسان ها و اشرف مخلوقات است؟

از طرفی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بارها فرمود: من برترین فرزند آدم و بهترین بشر هستم؛ همان طور که از جهت نبوّت هم اعظم و خاتم همه آنان است.

از طرفی دیگر، در آیه شریفه مباهله، علی علیه السلام به منزله جان پیامبر معرفی شده: »أَنْفُسَنا وَأَنْفُسَکمْ«؛ یعنی ابوالحسن نزد پروردگار یگانه در حدّ رسول خدا صلی الله علیه و آله، یا در درجه بعد قرار دارد و چون برای برتری پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله بر همه انسان ها دلیل قاطع داریم، پس خلیفة الرسول باید دومین شخصیت عالم باشد؛ یعنی امام علی علیه السلام بر سایر پیامبران نیز فضیلت دارد.

در کنار آیه شریفه، روایات متعدّدی از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: »عَلِی مِنِّی وَأَنَا مِنْهُ« و »أَنْتَ أَخِی فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ«.

3 - خاتم انبیا محمّد مصطفی صلی الله علیه و آله، بر اساس روایت ثقلین، که متواتر بین همه راویان و محدثان است، اهل بیت خود را همسنگ و عِدل قرآن قرار داده که هرگز از هم جدا نمی شوند. [2] از طرفی هم بر اساس آیه شریفه، قرآن کریم بر تمام کتب آسمانی گذشته، برتری، تسلّط و هیمنه دارد. [3]

هر پیامبری نیز هم سطح و برابر با کتاب خودش است؛ یعنی پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله بر تمام پیامبران و قرآن کریم بر تمام کتب آسمانی برتری دارد. [4] پس علی بن ابی طالب که افضل اهل بیت پیامبر علیهم السلام و به منزله نفس و جان رسول خاتم است، بر تمام انبیای الهی علیهم السلام فضیلت و برتری دارد.

4 - روایات متعددی از امامان معصوم علیهم السلام رسیده که فرمودند: «ما مخلوق و بنده خدای متعال هستیم و بیشتر از بقیه مردم او را عبادت می کنیم؛ لکن خدا به ما مقامی داده که با اذن خودش، از علوم و اسرار عالم آگاهیم و می توانیم کارهایی بکنیم که دیگران از انجام آن عاجز و ناتوانند». به همین جهت فرمودند: «ما را از خدایی و ربوبیت پایین بیاورید، آن گاه هرچه خواستید درباره ما بگویید». [5]

پس آنان را که، به این توصیه توجّه نکرده، درباره امام غلوّ نمودند، طرد و تکفیر کرده و حکم به قتل غلوّ کنندگان داده اند.

5 - از چند مقدمه پیشین معلوم شد:

اوّلاً: مقام و مرتبه پیامبر و امام معصوم علیهم السلام بسیار والا و بالاست.

ثانیاً: این مقام و مرتبه، نه تنها برای دیگران دست نیافتنی است؛ بلکه برای بسیاری حتی قابل فهم و درک هم نیست. لذا بسیاری از القاب و اوصاف دیگر در مورد سید الاوصیاء بود که حقیر به گوشه ای از آنها دست پیدا کردم؛ [6] و از آنجا که برخی از این القاب و اوصاف را هم خود نفهمیده و قادر به درک آن نبودم و هم از برخی خوانندگان مثل خود واهمه غلوّ داشتم، به پیشنهاد اساتید و دوستان، از ذکر آن در این کتاب خودداری نمودم.

قابل ذکر است که نگارنده مجموعه ای از اسامی، القاب کنیه های پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را در کتاب «اوصاف الرسول»، و نیز اسامی، القاب و کنیه های حضرت مهدی «عجّل اللَّه تعالی فرجه الشریف» را در کتاب «اوصاف المهدی»، که در هرکدام بیش از پانصد عنوان از اسامی، اوصاف و کنیه های آن بزرگواران، با بهره گیری از آیات قرآن کریم، احادیث، ادعیه و زیارات و کتب گذشتگان گردآوری نموده که توسط انتشارات مسجد مقدّس جمکران به زیور طبع آراسته گردید.

با توجّه به نکات ذکر شده، پس از توفیقی که در تدوین این دو اثر نصیب شد، از سوی برخی اساتید عزیز و دوستان گرامی پیشنهاد گردید که این کار پیرامون امیر المؤمنین هم صورت گیرد؛ ولی بسیار روشن بود که اسامی و القاب امام المتقین بیش از آن است که بتوان در یک کتاب مختصر جمع آوری نمود! و نیز فضایل و مناقب افضل السابقین بسیار والاتر و بالاتر از آن است که حتی بتوان فقط شماره نمود! خدای متعال و رسول گرامی او و امامان معصوم و سایر مردم، از دوست و دشمن، آن قدر در مورد آن آیت الحق سخن گفته اند که حدّ و حصری ندارد. تا آنجا که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «اگر همه درختان قلم شوند و دریاها مرکب، و تمام جنّیان حساب گر شوند و آدمیان نویسنده، باز هم نمی توانند فضایل اخو الرسول را برشمارند». [7]

به هر حال، علیرغم عجز و ناتوانی در بیان اسامی و توصیف القاب و حدّ و حصر اوصاف آن صاحب الفضایل، عزم جزم و تصمیم راسخ گرفته شد و با عنایات ذات باری تعالی و استمداد از خود آن آیت اللَّه الکبری، اسامی، القاب و فضایل آن سید الکونین جمع آوری و با جست و جوی عناوین و بهره گیری از کتاب های مختلف شیعه و اهل سنّت، آغاز و سپس برای استناد و استخراج مصادر آنها، به آیات قرآن کریم و احادیث پیامبر صلی الله علیه و آله و روایات معصومین علیهم السلام مراجعه گردید. [8]

این کار، از ماه مبارک رمضان 1428 ه. ق شروع گردید و تا پایان یافتن آن، به دو ماه مبارک رمضان، که متعلق به آن شهید قدر و محراب است، برخورد نمود؛ لذا تمام شب های ماه مبارک تا هنگام سحر، به این مهم اختصاص یافت، که خود همین احیای دو ماهه نیز توفیق بزرگی برای حقیر بود که شکری مضاعف را می طلبد.

امّا القاب و فضایل آن امیر «لو کشف» بیش از آن بود که به پایانی برسیم؛ مولایی که دوست و دشمن از او می گویند؛ آقایی که مسلمان و مسیحی، دیندار و بی دین به وی افتخار می کنند؛ امامی که می گویند دوستان از ترس، فضایلش را بازگو نکردند و دشمنان نیز به جهت بغض و کینه ای که نسبت به وصی مصطفی داشتند، مناقبش را مخفی کردند. با این حال، فضایل و مناقبش جهان را پر نموده است. [9]

از جمله می توان به نامه[10] امام علی علیه السلام به مالک اشتر اشاره کرد، که توسط سازمان ملل متّحد، به عنوان منشور ملل انتشار پیدا می کند.

اینک ما نیز، فقط کمی بیش از دوهزار از این هزاران مناقب را، آن هم در حدّ شماره، بیان کردیم. گرچه مطلب بیش از این حرف ها است؛ همان طور که وقتی به ابن عباس گفتند: فضایل علی علیه السلام چقدر زیاد است؟! فکر کنم به سه هزار برسد. ابن عباس گفت: چرا نمی گویی سی هزار؟!

لذا نگارنده خود را بسیار کوچک تر از آن می داند که، در این مقدمه، بخواهد به بیان خوبی های آن صفوة اللَّه بپردازد؛ بلکه غرض، فقط گزارش قطره ای از آن دریای بیکران بود.

نگارنده بر این باور است که خواننده محترم با مطالعه دقیق این کتاب، به یقین در بسیاری از موارد، اشک از دیدگانش جاری می گردد؛ آن گاه که مقام والای خلیفة اللَّه را نزد پروردگار ذو الجلال ببیند؛ آن گاه که توصیفات جبرئیل امین از مقام البدر المنیر را بخواند، و آن گاه که تعریفات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را از أنیس الرسول مشاهده کند؛ آن گاه که شجاعت ها و جان بازی های أسد اللَّه و أسد رسوله را می خواند، اشک بهجت و عشق سر می دهد؛ امّا آن گاه که همین فاتح خیبر، قهرمان قهرمانان را در کوچه های بنی هاشم، غریب و تنها، با دستانی بسته و ریسمانی به گردن می بیند. . . بغض گلویش می ترکد و اشک حسرت می ریزد!. . .

و اینک این زحمت ناچیز و البته مجموعه نورانی را به خاک پاک قدم فرزند برومندش، وارث پیامبران، یادگار امامان، پیشوای مسلمانان و شیعیان، امید و سرور آزادگان و مستضعفان، آن که امروز وارث و صاحب اصلی غدیر است؛ یعنی مهدی موعود موجود، امام زمان «عجّل اللَّه تعالی فرجه الشریف»، نثار و پیش کش می کنم.

جا دارد یاد حضرت امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی رحمه الله و شهدای گران قدر انقلاب اسلامی و دفاع مقدّس و همرزمان شهیدم: [11] علی اسکندری، علی بختیاری، علی رضا چوپان، شیخ علی فردوسی، علی فردوسیان، علی متحدّی (اسماعیل)، علی متحدّی (حسینعلی)، علی میقانی، علی نگهبان را گرامی داشته، برای سرافرازی نظام جمهوری اسلامی ایران و سلامتی مقام معظّم رهبری حضرت آیت اللَّه العظمی خامنه ای «حفظه اللَّه» دعا کنیم.

در پایان از بذل توجّه حضرت آیت اللَّه خزعلی - دامت برکاته - به جهت راهنمایی ها و تقریظی که بر این کتاب نگاشتند، و توجّه ویژه مدیریت محترم انتشارات مسجد مقدّس جمکران، حجّت الاسلام والمسلمین احمدی قمی در چاپ و نشر این اثر، و نیز همکاری خالصانه طلبه محقّق و پژوهشگر مدقّق، جناب آقای احمدرضا فیض پور در به ثمر رسیدن این اثر تشکر می نمایم.

شهر مقدّس قم - احمد سعیدی

لیالی قدر رمضان المبارک 1430 ه. ق

شهریور 1388 ه. ش

[1]. اصول کافی، ج 2، ص 124-

[2]. انی تارک فیکم الثقلین کتاب اللَّه و عترتی، اهل بیتی. . . . که در کلیه کتب حدیثی آمده است.

[3]. بر اساس آیه 48 سوره مائده: «وَأَنْزَلْنا إِلَیک الْکتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِّما بَینَ یدَیهِ مِنَ الْکتابِ وَمُهَیمِناً عَلَیهِ فَاحْکمْ بَینَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ وَلا تَتَّبِعْ أَهْوآءَهُمْ عَمّا جآءَک مِنَ الْحَقِّ».

[4]. چنان که امام علی علیه السلام در وصف پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: »فإنّ اللَّه بعث محمّداً صلی الله علیه و آله نذیراً للعالمین و مهیمناً علی المرسلین«؛ نهج البلاغه، نامه 62-

[5]. امام علی علیه السلام فرمود: ایاکم والغلوّ فینا، قولوا انّا عبید مربوبون وقولوا فی فضلنا ما شئتم؛ و نیز امام صادق علیه السلام فرمود: اجعلونا مخلوقین، و قولوا فینا ما شئتم؛ و یا در حدیث دیگر گفته شده: نزّهونا عن الربوبیه قولوا فینا ما شئتم. بحارالانوار، ج 25، ص 270.

[6]. به خصوص چند خطبه معروف به «خطبة البیان» و «خطبة التطنجین»

[7]. مشارق انوار الیقین، ص 199؛ حلیة الابرار، ج 2، ص 122-

[8]. که این جست و جو بیش از پنج هزار پاورقی و پی نوشت برای کتاب ترتیب داده است.

[9]. به نقل از محمّد بن ادریس شافعی و نیز الخلیل بن احمد. چنان که احمد بن حنبل می گوید: برای هیچ یک از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله، فضایلی مانند فضایل علی بن ابی طالب نرسیده. ر. ک: المستدرک علی الصحیحین 116/3؛ الکشف و البیان 81/4؛ تفسیر ثعلبی 760/1؛ مناقب الاسد الغالب 2/1؛ الکامل فی التاریخ 105/2-

[10]. نهج البلاغه، نامه 31-

[11]. تعدادی از دوستان شهیدم از شهر «بسطام» که مزّین به نام مبارک «علی» بودند.